اصول خیر و اصول شر در هستی
«سعد بن عبدالله فی (بصائر الدرجات) قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى بن الحسین بن سعید، عن الحسن بن علی، عن حفص المؤذن،قال: کتب أبو عبدالله (علیه السلام) إلى أبی الخطاب: «بلغنی أنک تزعم أن الخمر رجل، و أن الزنا رجل، و أن الصلاة رجل، و أن الصوم رجل؛ و لیس کما تقول، نحن أصل الخیر، و فروعه طاعة الله، و عدونا أصل الشر، و فروعه معصیة الله»(البرهان،ج1،ص54)؛
روایت فوق به صراحت بیان می دارد که حق و باطل،خیر و شر به افراد قائم نبوده بلکه حقیقت طاعت خداوند و ولایت او در وجود اهل بیت اجتماع نموده و حقیقت شر و ضلالت در وجود دشمنان اهل بیت جمع گشته است.از این روی اگر عصیانی در هستی صادر می گردد به سبب قرار گرفتن ذیل ولایت دشمنان اهل بیت بوده و به سبب نزدیکی انسان بدان ها،فرد گرفتار چنین عملی شده است.در طرف مقابل نیز اگر طاعتی در هستی رقم بخورد،به علت تقرب جامعه به حقیقت امامت بوده و روح چنین جامعه،روح ولایت و امامت است.لذا نباید جریان اهل بیت را جریان چند انسان صرف به نام امام تلقی نمود.