اشراق با قرآن

اشراق درونی تنها با سیر قرآنی میسر خواهد بود...

اشراق با قرآن

اشراق درونی تنها با سیر قرآنی میسر خواهد بود...

اشراق با قرآن

قرآن کریم مشتمل بر مراتب درونی و باطنی بسیاری است و کمتر به صورت علمی به این مقوله پرداخته شده است.از همین روی،در این جایگاه به دنبال تبیین این حقیقت با استفاده از روایات معتبری هستیم و در انتخاب روایات به اشتمال آنها بر مضامین مورد تأیید در آیات و روایات توجه شده است.
در حقیقت قرآن کریم دارای دو بعد وسعت و عمق است؛وسعت ناظر به همه نیازهای مرتبط فطری بشر بوده و عمق ناظر به تمام مراتب معرفتی موجود در هستی است که رسالت قلم در اینجا رسیدگی به جنبه عمقی خواهد بود.(مبنای روایتی در این سایت،تفسیر شریف البرهان بوده که حاوی بالاترین معارف غیبی قرآن کریم است).

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «خداشناسی» ثبت شده است

انواع مشیت خداوند

مصطفی رضایی | پنجشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۱ ق.ظ

«عن أبی الحسن (علیه السلام)، قال: «إن لله إرادتین و مشیئتین:إرادة حتم، و إرادة عزم، ینهى و هو یشاء، و یأمر و هو لا یشاء:(البرهان،ج1،ص183)؛

خداوند دارای دو اراده است؛اراده حتمی و اراده عزمی؛در مورد اول خداوند نهی نموده و اراده تکوینی آن را دارد بدین معنا که آنچه او اراده می نماید قطعا در عالم محقق می گردد،اما اراده دومی نیز برای خداوند بیان شده که همان مشیت و اراده امور خیر در هستی است؛در حقیقت خداوند غیر از حسنات،خیرات و نیکی امری دیگر را اراده نمی کند؛چراکه حقیقت نورانیت و خیر در عالم،وام گرفته شده از وجود خداوند است،اما هر اراده خیر خداوند در عالم جاری نمی شود؛چراکه عالم دنیا،عالم ابتلائ و امتحان بوده تا افراد بتوانند با قوه اختیار خود خیر یا شر را برگزینند.

  • مصطفی رضایی

حقیقت شکر انسان

مصطفی رضایی | جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ق.ظ

«عن محمد بن هشام، عن میسر، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال: «شکر النعمة اجتناب المحارم، و تمام الشکر قول الرجل: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏»(البرهان،ج1،ص106)؛

دانی ترین مرتبه شکر،ابراز تشکر زبانی است که در میان معمول انسان ها رواج دارد،اما حقیقت شکر درک این امر بوده که هر نعمتی از جانب خداوند است و گستره این نعمت تمامی شئون رفتاری و ساحت های حیات انسان را دربرمی گیرد،کسی که به چنین درکی از هستی برسد،نفس کشیدن خود را در گرو اراده خداوند می داند و در انجام رسالت های عبودیتی خود فروگذاری نمی کند،آیه شریفه«الحمدلله رب العالمین»،دربردانده تمامی مراتب شکر بوده؛چراکه از طرفی خداوند را رب و مدیر و مدبر و رزاق همه عالم دانسته و از جهتی تمامی این شکر بدو اختصاص یافته است.

  • مصطفی رضایی

فطرت خداطلب انسان ها

مصطفی رضایی | چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۵ ق.ظ

«قال رجل لجعفر بن محمد (علیهما السلام): ما الدلیل على الله، و لا تذکر لی العالم و العرض و الجواهر؟ فقال له: «هل رکبت البحر؟» قال: نعم. قال: «فهل عصفت بکم الریح، حتى خفتم الغرق؟» قال: نعم. قال: [قال: «فهل انقطع رجاؤک من المرکب و الملاحین؟» قال: نعم.] قال: «فهل تتبعت نفسک أن ثم من ینجیک؟» قال: نعم.قال: «فإن ذاک هو الله سبحانه و تعالى، قال الله: عز و جل: ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ‏ و إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُون‏»(البرهان،ج1،ص106)؛

از جمله دلائل متقن قرآن کریم بر وجود خداوند،برهان فطری وجود حق تعالی نزد هر انسانی است؛چراکه هر انسان درون خود،گرایش به خداوند و قرب درونی با او را احساس می نماید،هرچند ممکن است در شئونات مختلف زندگی خود در مصادیق خداوندگاری خود به اشتباه بیفتد.بر همین اساس،امام زمان اوج محنت را از واضح ترین دلائل نزد هر نفسی برای احساس خداوند می دانند؛چراکه فرد هرچند مشرک و مادی گرا،در این لحظه همانند لحظه غرق شدن خود را از همه امور منقطع دیده و به صورتی ناخودآگاه خود را معطوف و روان به سمت معبود خود می بیند،ولو او پس از نجات یافتن باز گرفتار حجاب غفلت شده و به مرتبه اولیه خود بازگردد.

  • مصطفی رضایی

اسم اعظم خداوند

مصطفی رضایی | چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۱۱ ب.ظ

«عنه: بإسناده عن محمد بن الحسین، عن محمد بن حماد بن زید، عن عبدالله بن یحیى الکاهلی، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أقرب إلى اسم الله الأعظم من ناظر العین إلى بیاضها»؛

اسم اعظم خداوند متعال حاوی تمام خصوصیات ذاتی خداوند بوده و اختصاص به ذات احدیت او حق تعالی دارد و به عبادی که خالص هر شائبه بیرونی و درونی بوده اعطا شده است،از این روی در روایات متعددی ائمه طاهرین،اسماء اعظم خداوند برشمرده شده اند؛چراکه کلمات تام و مظاهر مطلق خصال حق تعالی هستند.بسمله نیز به دلیل اشتمال بر همین خصوصیات که دربردارنده استعانت تام،نام جامع الله،مقام رحمانیت و رحیمیت خداوند و ...بوده نزدیک ترین آیات شریفه به اسم اعظم خداوند محسوب می شود تا جایی که در کلام،این شدت قرابت و یگانگی به نزدیکی سیاهی و سفیدی چشم تمثیل زده شده است.

  • مصطفی رضایی

ارکان معرفت توحیدی خداوند

مصطفی رضایی | دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ق.ظ

«عن الشیخ الصدوق، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار (رحمه الله)، عن أبیه، عن سهل بن زیاد، قال: کتبت إلى أبی محمد (علیه السلام) سنة خمس و خمسین و مائتین: قد اختلف- یا سیدی- أصحابنا فی التوحید، منهم من یقول: هو جسم، و منهم من یقول: هو صورة، فإن رأیت- یا سیدی- أن تعلمنی من ذلک ما أقف علیه و لا أجوزه فعلت متطولا.
فوقع (علیه السلام) بخطه: «سألت عن التوحید، و هذا عنکم معزول، الله تعالى واحد، أحد، صمد، لم یلد، و لم یولد، و لم یکن له کفوا أحدا، خالق و لیس بمخلوق، یخلق تبارک و تعالى ما یشاء من الأجسام و غیر ذلک، و یصور ما یشاء، و لیس بمصور، جل ثناؤه و تقدست أسماؤه، و تعالى عن أن یکون له شبیه، هو لا غیره، لیس کمثله شی‏ء و هو السمیع البصیر»(البرهان،ص22)؛

سوره مبارکه توحید همانطور که بدین نام نامگذاری شده است دربردارنده ارکان اساسی توحید است و بینشی که فاقد هریک از این ارکان باشد در توحید خداوند متعال گرفتار خطا و تشبیه گشته است،بر اساس این سوره شریفه،خداوند تنها وجود موجود در هستی است و همه از فیض وجود او به نعمت وجود نائل آمده اند.دارای غنای مطلق است و هیچ نیازی نه در خلق مخلوقات و نه در عبادت آنها متوجه ذات مقدس او نیست،هیچ امری از او مشعشع نمی گردد به نوعی که از وجود او امری جدا گردد و ورای وجود او باشد لذا نه چیزی از او جدا می گردد و نه او برگرفته از امری دیگر است؛چراکه در هر دو حالت،ازلی و مطلق بودن وجود او به مخاطره خواهد افتاد.به تصویر ذهنی نمی آید؛چراکه هر نوع تصویری محدود است و شناخت او به نورانیت همانطور که آیات شریفه بیان داشته اند؛«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»(نور،آیه 35)،تنها سبیل شناخت حقیقی اوست.

  • مصطفی رضایی

تعقل در ذات خداوند

مصطفی رضایی | يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۳۷ ب.ظ

«قال: حدثنی أبی، عن ابن أبی عمیر، عن جمیل، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال: «إذا انتهى الکلام إلى الله فأمسکوا، أو تکلموا فیما دون العرش، و لا تکلموا فیما فوق العرش، فإن قوما تکلموا فیما فوق العرش فتاهت عقولهم»(البرهان،ج1،ص91)؛

منع از تفکر و تعقل در ذات خداوند امری بوده که با مضامین گوناگون در روایات بدان پرداخته شده است،روایت فوق تعبیری دیگر در این رابطه است؛چراکه معمول اذهان از معرفت ذات خداوند عاجز هستند و تکلم از ابعادی که عقل در عجز از شناخت آن بوده منجر به منحرف ساختن آن حقیقت خواهد شد.در روایات دیگر،شناخت حقیقیت توحید تنها به ائمه طاهرین اختصاص یافته است که نشان می دهد افراد به میزانی که بتوانند به ساحت مقدس این وسائل و وسائط الهی نزدیک شوند،درک اتم و صحیح تری از حقائق خواهند داشت و به همان میزان تفکر و تعقلشان از کج راهه های انبوه بینشی در امان خواهد بود.در کنار این،ذهنی که در دنیا و مادیت مأنوس به این فضای محسوسات گشته نمی تواند درک صحیحی از معارف غیب و غیب تام هستی یعنی خداوند راه یابد و به دنبال آن نخواهد توانست به درستی تحلیل نماید که چگونه وجودی بی انتهاء و فارغ از زمان و مکان وجود داشته باشد.

  • مصطفی رضایی

عرش و کرسی خداوند

مصطفی رضایی | شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۱۳ ب.ظ

«و عنه، بإسناده إلى هشام بن الحکم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی قوله تعالى: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ قال (علیه السلام): «بذلک وصف نفسه، و کذلک هو مستول على العرش، بائن من خلقه من غیر أن یکون العرش حاملا له، و لا أن یکون العرش حاویا له، و لا أن یکون العرش محتازا له، و لکنا نقول: هو حامل العرش، و ممسک العرش، و نقول من ذلک ما قال: وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فثبتنا من العرش و الکرسی ما ثبته، و نفینا أن یکون العرش أو الکرسی حاویا له، و أن یکون عز و جل محتاجا إلى مکان، أو إلى شی‏ء مما خلق، بل خلقه محتاجون إلیه».(البرهان،ص22)؛

اگر عرش و کرسی خداوند بر هستی به معنی قرار داشتن خداوند تعبیر گردد بدون شک این تفسیر به مکانیت و محدودیت حق تعالی منتهی خواهد شد،اما همانطور که در روایت فوق تعبیر شده است،عرش خداوند نه حامل خداوند،نه حاوی او و نه دربردانده اوست،بلکه خداوند متعال حامل عرض و نگه دارنده آن است و همانطور که اگر خداوند آسمان و زمین را نگه نداشته بود،ساقط می شدند،حقیقت و قوام عرش نیز تامّا بسته به خداوند متعال است.از این روی،کرسی و عرش خداوند همه عوالم را دربرگرفته و لازمه آن،احاطه خداوند به تمامی عوالم و حضور دائم و محیط او بر هستی است.بر همین اساس،استواء در آیه شریفه به معنی حضور بدون تفاوت خداوند در همه هستی است که آیات به بیانات مختلف از آن تعبیر نموده اند همانند خداوند نور آسمان ها و زمین است.

  • مصطفی رضایی